محل تبلیغات شما

کیپ تا کیپ نشسته بودیم گِردِ سفره. سبدهای کوچک سبزی بود و پنیر و برش‌های نامنظم نان سنگک. کمی آن‌سوتر جوانکی رو به پیر فرتوتی که مقابلش، سوی دیگر سفره نشسته بود با التماس می‌گفت: تو را به خدا آبرویم را نریز. نفهمیدم، اشتباه کردم؛ نمی‌دانستیم چه شده و چه خبط و خطایی کرده و همان‌طور که زیر فشار فضولی له می‌شدیم لقمه می‌گرفتیم. ما آدم‌های پاره‌‌‌پوره‌ای بودیم مثل او، شاید پست‌تر از او. فرقش این بود که او زبان به اعتراف و اعتذار باز کرده بود و ما همچنان در کار نشخوار بودیم.

بیا بریم به مزار ملّا ممدجان

خدایا رحم کن بر من پریشان‌وار می‌گردم

در باب قصد و مقصد و مقصود

بودیم ,کیپ ,سفره ,کرده ,نشسته ,می‌گرفتیم ,بود و ,می‌گرفتیم ما ,ما آدم‌های ,لقمه می‌گرفتیم ,می‌شدیم لقمه

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ کتابخانه های عمومی بیله سوار آشنایی باشغل راننده کامیون تبلیغات اینترنتی